جنگ اقتصادی ایران در کنار جنگ نظامی؛بورس خونین آمریکا

به گزارش خبرنگار مهر، گزارشات حاکی از آن است که فقط در روز معاملاتی پنجشنبه یک تریلیون دلار از ارزش بازار بورس آمریکا دود شده و پیش بینی میشود با ادامه جنگ این روند طی روزهای آینده ادامه یابد.
بورس کشورهای منطقه از حجله عربستان و امارات هم با وجود تلاش های همهجانبه برای حمایت از بازار اما ریزش سنگینی را به ثبت رسانده است؛ به عنوان مثال، در معاملات روز ۴ شنبه گذشته و با وجود بستن بازار از سوی نهاد ناظر با هدف جلوگیری از ریزش، اما بورس امارات نزدیک به ۵ درصد ریخت و میلیاردها دلار از ارزش خود را از دست داد.
شاخص بورس کاسپی کره جنوبی هم به عنوان یکی از همپیمانان آمریکا در آسیا در معاملات هفته گذشته به فاصله چند روز نزدیک به ۲۰ درصد سقوط کرد و فقط در یک روز نزدیک به ۱۲ درصد ریخت.
نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که حمله به زیرساخت های نظامی و تداوم جنگ اگرچه به تضعیف دشمن منجر می شود ولی بیش از آنکه به ضرر برخی شرکت ها باشد منجر شود به نفع آنهاست؛ چرا که موجب افزایش فروش شرکت های فعال در حوزه تأمین تجهیزات دفاعی و سلاح در کنار شرکت های ارائه دهنده خدمات نظامی منجر شده و ارزش سهام آنها را افزایش می دهد.
جنگ در بیشتر مواقع بهخصوص برای شرکت های دفاعی و تسلیحاتی آمریکا خبر خوبی بوده و از مدتها قبل از هر جنگی سهام آنها شروع به افزایش میکند.
جنگ کنونی هم مستثنی نیست و با بالا گرفتن تنش و استفاده هرچه بیشتر از تسلیحات یا خسارت به زیر ساخت های نظامی، فروش و درآمد این شرکت ها افزایش یافته و سهام آنها را بالا می برد.
ولی بسیاری از شرکت ها هستند که فعالیتشان بر خلاف شرکت های دفاعی نظیر بوئینگ یا لاکهید مارتین در آمریکا که معمولا از جنگ سود می برند، وابسته به ثبات و امنیت در منطقه محل فعالیت است و هر گونه تنش ژئوپلتیک برای آنها به قیمت از دست رفتن میلیاردها دلار از درآمد و ارزش بازار تمام می شود.
با وجود آنکه ناامن شدن خاورمیانه میتواند به نفع شرکت های دفاعی و تولید کننده تسلیحات نظامی تمام شود اما تعداد آنها نسبت به دیگر شرکت ها که از جنگ متضرر می شوند بسیار کمتر است و نمیتواند در صورت خراب شدن اوضاع برای شرکت های آسیبپذیر و غیر تسلیحاتی جلوی ریزش یا سقوط بازارهای بورس را بگیرد.
در جنگ کنونی از چند جهت بازارهای بورس بین المللی از کرهجنوبی و ژاپن گرفته تا بورس کشورهای حوزه خلیج فارس و آمریکا تحت تاثیر قرار گرفته اند.
از یک طرف تنگه هرمز با کاهش شدید تردد نفتکش ها مواجه شده و همین امر در کنار آسیب دیدن بسیاری از تأسیسات نفتی در حوزه خلیج فارس به بالا رفتن قیمت نفت در بازار جهانی منجر شده است.
بالا رفتن قیمت اگر چه می تواند برای شرکت های نفتی خبر به نسبت خوبی باشد اما برای شرکت هایی که از نفت به عنوان مواد اولیه تولید استفاده می کنند و یا به صورت مستقیم یا غیر مستقیم وابسته به حوزه حملونقل هستند، اصلا خبر خوبی نیست.
افزایش قیمت نفت برای بسیاری از شرکت ها یعنی خارج شدن محصول از صرفه تولید و قدم به قدم نزدیک شدن به ورشکستگی؛ چرا که با بالا رفتن هزینه های تولید قیمت محصولات نیز افزایش یافته و متعاقبا فروش نیز کاهش مییابد؛ در واقع ترس از همین مسئله به ریزش یا سقوط ارزش سهام بسیاری از شرکتهای تولیدی و حتی خدماتی در بورس آمریکا و بورس های بین المللی منجر شده است.
هدف قرار گرفتن تأسیسات مربوط به شرکت های نفتی آمریکایی در حوزه خلیجفارس هم سهام آنها را منفی کرده و میلیاردها دلار از ارزش آنها را به باد داده است؛ از سوی دیگر خاورمیانه همواره بازار خوبی برای شرکتهای غربی به شمار میرفت و کاهش شدید تردد کشتی های تجاری از تنگه هرمز هم برای این شرکت ها هزینه های هنگفتی در فروش از دست رفته یا بالا رفتن هزینه های بیمه کشتیرانی و حمل ونقل ایجاد کرده است.
همه آنچه گفته شد را باید در کنار این حقیقت تحلیل کنیم که حمایت همین شرکت ها و بنگاه های بزرگ اقتصادی در نتیجه انتخابات های کشورهای غربی بسیار تأثیرگذار است؛ از این جهت که این شرکت ها به شدت نسبت به هر گونه تغییر در سیاستگذاری عمومی به خصوص در حوزه کلان آسیب پذیر هستند؛ به همین دلیل و با هدف همگان سازی سیاست گذاری ها با منافع خود دست به حمایت از جریانهای سیاسی مطبوع خود در مبارزات انتخاباتی میزنند.
شرکت ها و بنگاه های اقتصادی در حقیقت هم در حوزه ارائه حمایت های مالی و هم در حوزه تبلیغات از جریان های سیاسی همسو با خود حمایت میکنند و تلاش می کنند از این طریق شرایط مساعدی را برای رشد و تضمین آینده فراهم کنند.
همانطور که گفته شد هم اکنون بالا رفتن قیمت نفت در بازار جهانی از یک سو و از سوی دیگر اختلال در عبور و مرور کشتی ها در کنار ناامن شدن فضای فعالیت در کشورهای حوزه خلیج فارس برای بنگاه های اقتصادی به کاهش ارزش سهام بسیاری از شرکت ها منجر شده و بورسکشورهای مختلف به خصوص آمریکا را سرخ پوش کرده است.
از طرف دیگر کاهش ارزش سهام این شرکت ها به آب شدن سرمایه سهامداران خرد و کلان و متعاقبا بالا گرفتن نارضایتی عمومی در میان مردم منجر می شود؛ بنا بر این منفی شدن بازارهای سرمایه، دولت ها و سیاست مداران در کشورهای مختلف به خصوص آمریکا را هم از جهت شرکت های حامی در انتخابات و هم از طرف عموم مردم و سهامداران خرد و کلان تحت فشار شدید قرار می دهد.
بنا بر این می توان ادعا کرد که یکی از بهترینراه ها برای تحت فشار قرار دادن دولت های کشورهای متخاصم به خصوص در جنگ کنونی کشورمان با آمریکا و اسرائیل درگیر کردن بورس و بازارهای مالی آنهاست و ایران خواسته یا ناخواسته مسیر درستی را در اثرگذاری بر شرکت ها و بنگاه های اقتصادی انتخاب کرده است.



