اقتصاد > آب و انرژی

بازخوانی «پنجره فرصت» توسعه پساجنگ در سازمان برنامه و بودجه



به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از وزارت نیرو، عیسی بزرگ‌زاده سخنگوی صنعت آب در نشست «بازخوانی پرونده ناتمام توسعه ایران» با هشدار نسبت به کوتاه‌بودن «پنجره فرصت» پس از جنگ، تأکید کرد که موفقیت در این دوره نه صرفاً به بازسازی فیزیکی، بلکه به اصلاحات نهادی، شفافیت، ثبات سیاسی و شکل‌گیری میثاق ملی وابسته است؛ او همچنین ۸ محور کلیدی موفقیت و ۶ الگوی اصلی شکست در تجربه کشورهای پساجنگ را تشریح کرد.

بر اساس این گزارش در تازه‌ترین نشست از سلسله جلسات «بازخوانی پرونده ناتمام توسعه ایران» که به میزبانی سازمان برنامه و بودجه و با حضور عیسی بزرگ‌زاده، سخنگوی صنعت آب برگزار شد، ضمن تحلیل «پنجره فرصت» کوتاه‌مدت پس از جنگ، ۸ محور کلیدی برای موفقیت و ۶ الگوی اصلی شکست در دوره‌های پساجنگ ارائه شد.

این نشست که جمعی از کارشناسان توسعه در آن حضور داشتند، بخشی از روند تدوین گزارش راهبردی «خروج از بحران و بازآرایی کشور در دوره پساجنگ» است.

عیسی بزرگ‌زاده با اشاره به آرای اندیشمندانی چون پیتر تورچین، چارلز تیلی، پل کالیر، فرانسیس فوکویاما و جرد دایموند، اظهار داشت که «توسعه پساجنگ بیش از آنکه محصول بازسازی فیزیکی باشد، وابسته به ظرفیت جامعه و حاکمیت برای بازتعریف نظم نهادی، جذب نخبگان و اصلاح سازوکارهای تصمیم‌گیری است».

وی تأکید کرد: اگر «پنجره فرصت» – که به گفته جک گلدستون معمولاً ۵ تا ۱۰ سال و به گفته رابرت روتبرگ در موارد شدید تنها ۲ تا ۳ سال تخمین زده می‌شود – با تعلل یا پراکنده‌کاری از دست برود، جامعه در چرخه‌های معیوب بحران و زوال ساختاری گرفتار خواهد شد.

هشت محور موفقیت؛ از اصلاحات نهادی تا مدیریت شفاف منابع

بزرگ‌زاده در ادامه، الگوهای موفقیت در دوران پساجنگ را در ۸ محور کلیدی جمع‌بندی کرد: اجرای اصلاحات نهادی عمیق، تسهیل بازار آزاد و رقابت‌پذیری، اتخاذ سیاست‌های صنعتی هدفمند، اولویت‌بخشی به آموزش و ارتقای سرمایه انسانی، ادغام راهبردی در اقتصاد منطقه‌ای و جهانی، مدیریت شفاف منابع طبیعی، ثبات سیاسی، و جذب و مدیریت هوشمندانه کمک‌های خارجی.

وی با استناد به تجارب تاریخی افزود: آلمان پس از جنگ جهانی دوم با آزادسازی مشروط، مبارزه با انحصار و فرآیند جایگزینی نخبگان توانست اقتصاد خود را احیا کند. ژاپن با اتکا به دولت برنامه‌ریز (وزارت تجارت بین‌الملل و صنعت)، اصلاحات اراضی و تمرکز بر صادرات از ویرانی به قدرت صنعتی بدل شد. انگلستان نیز با ایجاد نظام سلامت همگانی (NHS) و شبکه تأمین اجتماعی فراگیر، «قلاب اعتماد» عمومی را برای تحمل اصلاحات سخت اقتصادی شکل داد. فرانسه با آموزش تکنوکرات‌ها و برنامه‌ریزی راهنما، ایتالیا با مدل مالکیت دولتی و مدیریت خصوصی و مجارستان با اصلاحات تدریجی و حفظ رفاه اجتماعی نمونه‌های دیگری از مسیرهای موفق بودند. همچنین مقایسه ایران و نروژ نشان داد که یک کشور نفتی تنها با ایجاد صندوق ثروت ملی شفاف و مستقل می‌تواند از دام مصرف‌گرایی رانتی عبور کند.

۶ الگوی شکست؛ از انحلال نهادها تا فساد ساختاری

در مقابل، بزرگ‌زاده ۶ الگوی اصلی شکست در دوره‌های پساجنگ را برشمرد: انحلال ناگهانی نهادهای موجود (همانند عراق)، طراحی سیاست‌های هویتی و سیاسی غیرتوسعه‌گرا، پذیرش مداخلات مخرب دولت‌های خارجی (مانند لیبی)، اصرار بر اقتصاد بسته و متمرکز (همانند کره شمالی)، شیوع فساد ساختاری و فقدان شفافیت، و رجحان بخشیدن به موضوعات دیگر بر رفاه و امنیت اجتماعی.

به گفته این صاحب‌نظر، تجربه شوروی نشان داد که بازسازی سریع زیرساخت‌ها اگر با نادیده گرفتن رفاه عمومی و ابقای نخبگان ناکارآمد همراه شود، به اقتصادی بدون نوآوری و مشروعیت اجتماعی منجر می‌گردد.

همچنین از منظر پل کالیر، بسیاری از جوامع پساجنگ به دلیل «دام خشونت» – یعنی منابع طبیعی قابل غارت، ضعف نهادی و نبود نظارت دقیق – مجدداً در چرخه منازعه گرفتار می‌شوند. چارلز تیلی و فرانسیس فوکویاما نیز یادآوری کردند که فشار جنگ می‌تواند حاکمان را به ایجاد دیوان‌سالاری متمرکز و نظام مالیاتی کارآمد وادارد، اما تعجیل در دموکراسی بدون دولت مقتدر، به هرج‌ومرج منتهی می‌شود.

شرط بنیادین: میثاق ملی و اجتناب از تقلید مکانیکی

بزرگ‌زاده در پایان تأکید کرد که توسعه در دوره پساجنگ نه از مسیر تقلید مکانیکی از تجربه‌های جهانی، بلکه از طریق طراحی «الگوی بومی و مختص ایران» یا «ترکیب هوشمندانه و گزینشی عناصر موفق از تجارب جهانی» امکان‌پذیر است. شرط بنیادین تحقق این بازآرایی، شکل‌گیری «میثاق ملی» واقعی میان ارکان حاکمیت، نخبگان و بدنه اجتماعی کشور است. در غیاب این هم‌صدایی جمعی، پنجره فرصت به‌سرعت بسته خواهد شد و ممکن است کشور در چرخه‌های معیوب گرفتار شود.



منبع:مهر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا