دسته‌بندی نشده

پرداخت اقساطی اسنپ پی؛ نجات قدرت خرید یا تله‌ای برای بدهکار شدن؟

تورم، کاهش قدرت خرید و رشد قیمت کالاها یک عادت جدید را در میان مصرف‌کنندگان ایرانی به وجود آورده است: «الان بخر، بعداً پولش را بده.»

تا چند سال پیش خرید قسطی در ایران معمولاً با چک، ضامن، سفته، مراجعه به بانک و ساعت‌ها دوندگی همراه بود. امروز کافی است هنگام پرداخت یک کالا، گزینه‌ای مانند پرداخت اقساطی اسنپ پی، دیجی پی، ترب پی یا تارا را انتخاب کنید؛ بدون آنکه پول کامل کالا را همان لحظه داشته باشید. از لباس بچه گانه قسطی با اسنپ پی گرفته تا خرید نان و برنج از باسلام، هرچیزی را می توان این روزها قسطی خرید. 

در نگاه اول، این اتفاق یک انقلاب در پرداخت به نظر می‌رسد.

اما سؤال مهم‌تر این است:

آیا BNPL واقعاً قدرت خرید مردم را افزایش داده، یا فقط توانایی آنها برای بدهکار شدن را بیشتر کرده است؟

واقعیت این است که پاسخ، ترکیبی از هر دو است.


پرداخت اقساطی چیست و چرا ناگهان همه‌جا ظاهر شد؟

مدل جهانی این خدمات با عنوان Buy Now, Pay Later یا BNPL شناخته می‌شود؛ یعنی «الان بخر، بعداً پرداخت کن».

در ساده‌ترین شکل، مشتری کالا را امروز خریداری می‌کند اما مبلغ آن را در چند قسط پرداخت می‌کند. مدل مشهور Pay in 4 نیز معمولاً مبلغ خرید را به چهار قسمت تقسیم می‌کند؛ یک قسمت در زمان خرید و سه قسمت در هفته‌ها یا ماه‌های بعد.

BNPL از یک طرف برای مشتری جذاب است، چون مانع پرداخت یکجای پول را برمی‌دارد. از طرف دیگر، فروشگاه نیز امیدوار است مشتری‌ای که شاید حاضر به پرداخت ۱۰ میلیون تومان نقد نباشد، با دیدن «۲.۵ میلیون تومان × ۴ قسط» خرید را انجام دهد.

همین نکته، قلب اقتصادی BNPL است:

این سرویس فقط روش پرداخت نیست؛ یک ابزار افزایش فروش است.

تحقیقات BIS نیز نشان می‌دهد فروشگاه‌ها در ازای انتقال ریسک اعتباری به پلتفرم BNPL، کارمزد قابل‌توجهی پرداخت می‌کنند؛ چون انتظار دارند این سرویس تعداد مشتریان و حجم خرید را افزایش دهد. (Bank for International Settlements)


BNPL از کجا آمد؟ داستانی که قبل از اسنپ پی شروع شده بود

خرید قسطی چیز جدیدی نیست. فروش اقساطی و اعتبار مصرف‌کننده دهه‌هاست وجود دارد.

چیزی که BNPL را متفاوت کرد، ترکیب سه فناوری بود:

  • پرداخت آنلاین
  • اعتبارسنجی دیجیتال
  • تصمیم‌گیری اعتباری تقریباً لحظه‌ای

در دهه ۲۰۱۰ شرکت‌هایی مانند Klarna، Afterpay و Affirm مدل جدیدی از اعتبار مصرف‌کننده را توسعه دادند.

به‌جای اینکه مشتری برای دریافت وام به بانک مراجعه کند، اعتبار درست در لحظه خرید ارائه می‌شد.

این مدل به‌خصوص در تجارت الکترونیک و میان نسل‌های جوان رشد کرد و همه‌گیری کرونا نیز به گسترش آن کمک کرد.

در آمریکا، داده‌های CFPB نشان می‌دهد حجم وام‌های BNPL شش شرکت بزرگ مورد بررسی از حدود ۲.۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۹ به ۴۳.۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ رسید. تعداد مصرف‌کنندگان این شش شرکت نیز در سال ۲۰۲۳ به ۵۳.۶ میلیون نفر رسید. 

اما رشد سریع یک روی تاریک هم دارد.

پژوهش‌های مالی نشان داده‌اند که کاربران BNPL در برخی گروه‌ها نسبت به کاربران اعتبار سنتی، وضعیت اعتباری پرریسک‌تری دارند و استفاده از BNPL می‌تواند با افزایش برداشت از حساب، کارمزدهای بانکی و هزینه‌های کارت اعتباری همراه شود.

بنابراین مسئله اصلی از همان ابتدا این بوده است:

آیا BNPL ابزار مدیریت نقدینگی است یا ابزار تشویق به مصرف بیشتر؟


اسنپ پی؛ جایی که BNPL ایرانی جدی شد

اسنپ پی را می‌توان یکی از مهم‌ترین نقاط عطف بازار BNPL ایران دانست.

سرویس اعتباری اسنپ ابتدا در سال ۱۳۹۹ راه‌اندازی شد و اعتبار ماهانه ارائه کرد. سپس در سال ۱۴۰۱ سرویس اعتبار اقساطی آن معرفی شد.

مدل اسنپ پی اهمیت زیادی داشت، چون BNPL را از یک مفهوم فین‌تکی به یک تجربه روزمره برای تعداد بسیار زیادی از کاربران تبدیل کرد.

مدل چهار قسطه اسنپ پی

در مدل مشهور چهار قسطه، مشتری معمولاً:

  • یک‌چهارم مبلغ را هنگام خرید پرداخت می‌کند؛
  • سه قسط دیگر را در ماه‌های بعد می‌پردازد؛
  • برای طرح چهارقسطه، معمولاً نیازی به چک و ضامن ندارد؛
  • سقف اعتبار بر اساس اعتبارسنجی و سابقه کاربر تعیین می‌شود.

در برخی فروشگاه‌ها و طرح‌ها سقف اعتبار چهارقسطه حدود ۲۰ میلیون تومان گزارش شده، در حالی که محصولات اعتباری بلندمدت‌تر اسنپ پی می‌توانند سقف‌های بسیار بالاتری داشته باشند و شرایط آنها متفاوت است. بنابراین نباید «اعتبار چهارقسطه» را با «وام خرید کالا» یکی دانست. 

این تمایز بسیار مهم است.

اسنپ پی یک محصول واحد نیست؛ مجموعه‌ای از محصولات اعتباری با شرایط متفاوت است.


ترب پی؛ سلاح اعتباری موتور جست‌وجوی خرید

ترب پی یک تفاوت مهم با اسنپ پی دارد.

ترب از ابتدا بخش مهمی از تجربه خرید خود را حول مقایسه قیمت و پیدا کردن فروشنده ساخته است.

بنابراین اضافه کردن اعتبار به این اکوسیستم یک هدف واضح دارد:

کاهش فاصله میان پیدا کردن کالا و خریدن آن.

در مدل رایج ترب پی، خرید به چهار بخش تقسیم می‌شود:

  • ۲۵٪ در زمان خرید
  • ۲۵٪ در قسط دوم
  • ۲۵٪ در قسط سوم
  • ۲۵٪ در قسط چهارم

و در مدل چهارقسطه، برای خریدار کارمزد مستقیم دریافت نمی‌شود. 

اما اینجا یک نکته اقتصادی مهم وجود دارد:

«بدون کارمزد برای مشتری» به معنای «رایگان بودن سرویس» نیست.

هزینه سرویس از جایی باید تأمین شود؛ معمولاً بخشی از آن از پذیرنده دریافت می‌شود.

برخی منابع تجاری رقم کارمزد پذیرنده ترب پی را حدود ۴.۴ درصد به‌علاوه مالیات بر ارزش افزوده گزارش کرده‌اند؛ البته نرخ واقعی می‌تواند بر اساس قرارداد و شرایط همکاری تغییر کند. 

باسلام؛ وقتی خرید قسطی وارد مارکت‌پلیس شد

باسلام مدل متفاوتی دارد.

این پلتفرم یک بازار چندفروشنده‌ای است و هزاران فروشنده مستقل در آن فعالیت می‌کنند.

باسلام نیز سرویس اعتباری خود را برای برخی خریدها توسعه داده و با برچسب خرید اعتباری/قسطی، امکان خرید برخی محصولات را فراهم کرده است. گزارش‌های منتشرشده از سرویس «سلام پی» نشان می‌دهند که کاربر می‌تواند از داخل باسلام سرویس اعتباری را فعال کرده و برای محصولاتی که واجد شرایط هستند از آن استفاده کند.

این مدل از یک جهت جالب است:

اعتبار دیگر صرفاً ابزار پرداخت نیست؛ تبدیل به بخشی از موتور فروش مارکت‌پلیس می‌شود.

یعنی پلتفرم هم‌زمان:

  • مشتری دارد،
  • فروشنده دارد،
  • کالا دارد،
  • داده رفتاری دارد،
  • و اکنون اعتبار هم ارائه می‌کند.

این ترکیب، قدرت زیادی ایجاد می‌کند.


مقایسه اسنپ پی، دیجی پی، ترب پی، تارا و باسلام

سرویسمدل اصلیپرداخت کوتاه‌مدتاعتبار بلندمدتچک/ضامننکته مهم
اسنپ پیBNPL + اعتبار۴ قسطدارددر مدل ۴ قسطه معمولاً خیراکوسیستم بسیار گسترده
دیجی پیBNPL + وام۱ و ۴ قسطداردبسته به طرحاتصال قدرتمند به اکوسیستم دیجی‌کالا
ترب پیBNPLمعمولاً ۴ قسطمحدودتردر مدل چهارقسطه خیراتصال مستقیم به جست‌وجوی خرید
تارااعتبار خردمعمولاً ۲ قسطمحصولات متنوعبسته به سرویستمرکز روی اعتبار خرد و شبکه پذیرندگان
باسلام / سلام پیاعتبار داخل مارکت‌پلیسبسته به طرحبسته به سرویسبسته به شرایطاعتبار در دل بازار چندفروشنده‌ای

نکته: سقف اعتبار، نرخ‌ها، تعداد اقساط، کارمزدها و شرایط اعتبارسنجی دائماً تغییر می‌کنند و باید هنگام خرید در صفحه همان سرویس بررسی شوند.


اما چرا فروشگاه‌ها حاضرند کارمزد بدهند؟

اینجا مهم‌ترین بخش اقتصادی داستان است.

فرض کنید فروشنده کالایی ۱۰ میلیون تومانی می‌فروشد.

اگر مشتری پول نداشته باشد، فروشنده ممکن است اصلاً فروش نداشته باشد.

اما با BNPL مشتری خرید می‌کند.

فروشنده در مقابل، بخشی از مبلغ فروش را به پلتفرم اعتباری می‌دهد.

پس فروشنده عملاً می‌گوید:

«حاضرم بخشی از سودم را بدهم تا احتمال فروش افزایش پیدا کند.»

این برای فروشگاه‌هایی که حاشیه سود مناسبی دارند می‌تواند منطقی باشد.

اما اگر حاشیه سود پایین باشد، ماجرا کاملاً متفاوت می‌شود.

مثلاً اگر فروشنده ۵ درصد حاشیه سود داشته باشد و سرویس اعتباری نیز چند درصد از فروش را دریافت کند، ممکن است بخش بزرگی از سود فروشنده از بین برود.

به همین دلیل BNPL برای فروشنده الزاماً خبر خوبی نیست.


بزرگ‌ترین ایراد BNPL: بدهی، دیگر شبیه بدهی نیست

وام بانکی ظاهر رسمی دارد.

چک دارد.

قرارداد دارد.

ضامن دارد.

بانک دارد.

کارمند بانک دارد.

اما BNPL ممکن است فقط یک دکمه در صفحه پرداخت باشد:

«پرداخت در ۴ قسط»

همین تفاوت روان‌شناختی بسیار مهم است.

کاربر ممکن است به‌جای اینکه با خود بگوید:

«من ۱۰ میلیون تومان بدهکار می‌شوم.»

با خود بگوید:

«فقط ماهی ۲.۵ میلیون تومان پرداخت می‌کنم.»

اما اقتصاد شخصی بر اساس کل تعهدات تعیین می‌شود، نه اندازه هر قسط.


خطر بزرگ‌تر: چند BNPL هم‌زمان

فرض کنید یک نفر از اسنپ پی ۱۰ میلیون تومان اعتبار گرفته است.

از ترب پی نیز ۵ میلیون تومان.

از دیجی پی ۱۵ میلیون تومان.

و از تارا نیز ۵ میلیون تومان.

هیچ‌کدام از این اعداد به‌تنهایی شاید ترسناک نباشند.

اما مجموع تعهد:

۳۵ میلیون تومان

است.

اگر کاربر هم‌زمان وام بانکی، کارت اعتباری و خریدهای اقساطی دیگری هم داشته باشد، مسئله جدی‌تر می‌شود.

این یکی از نگرانی‌های مهم نهادهای ناظر در جهان است: استفاده هم‌زمان از چند سرویس می‌تواند تصویری ناقص از بدهی واقعی مصرف‌کننده ایجاد کند. BIS نیز به مسئله دسترسی BNPL برای افراد دارای سابقه اعتباری محدود و خطر بیش‌ازحد بدهکار شدن اشاره کرده است.


جریمه دیرکرد؛ جایی که «بدون سود» تمام می‌شود

تا زمانی که قسط‌ها را به‌موقع پرداخت کنید، تجربه BNPL ممکن است بسیار جذاب باشد.

اما مشکل زمانی شروع می‌شود که پرداخت عقب بیفتد.

در برخی سرویس‌ها جریمه دیرکرد، محدود شدن اعتبار آینده یا پیامدهای اعتباری وجود دارد.

برای مثال، منابع منتشرشده درباره اسنپ پی و ترب پی از اعمال جریمه و محدودیت اعتبار در صورت تأخیر صحبت کرده‌اند؛ جزئیات دقیق باید هنگام خرید از شرایط همان سرویس بررسی شود. 

در بازار جهانی نیز مسئله دیرکرد یکی از موضوعات اصلی نظارت بوده است. CFPB گزارش کرده که در سال ۲۰۲۳ حدود ۴.۱ درصد از وام‌های BNPL بررسی‌شده مشمول late fee شده‌اند. 


BNPL برای افراد کم‌درآمد خطرناک‌تر است

این قسمت شاید مهم‌ترین نتیجه تحقیقات جهانی باشد.

کسی که درآمد بالایی دارد و از BNPL صرفاً برای مدیریت جریان نقدی استفاده می‌کند، وضعیت متفاوتی دارد.

اما کسی که:

  • درآمدش به‌سختی هزینه‌های ماهانه را پوشش می‌دهد؛
  • پس‌انداز ندارد؛
  • چند بدهی دارد؛
  • و برای خرید کالاهای ضروری به اعتبار نیاز دارد،

در معرض خطر بیشتری قرار دارد.

OECD نیز هشدار داده است که دسترسی آسان به BNPL می‌تواند برای مصرف‌کنندگانی که از قبل تحت فشار مالی هستند، خطر بیش‌ازحد بدهکار شدن را افزایش دهد. 

یک مطالعه جدیدتر نیز نشان داده است که تقاضا برای BNPL در میان افراد جوان‌تر، کم‌درآمدتر و دارای اعتبار ضعیف‌تر بیشتر است. 

این موضوع یک تناقض جدی ایجاد می‌کند:

کسانی که بیشتر به اعتبار نیاز دارند، ممکن است بیشتر از دیگران در معرض خطر اعتبار قرار بگیرند.


پس آیا خرید اقساطی بد است؟

نه.

این نتیجه‌گیری بیش از حد ساده‌انگارانه است.

BNPL می‌تواند کاربرد منطقی داشته باشد.

مثلاً:

  • خرید کالای ضروری
  • خرید وسیله‌ای که خرابی آن هزینه بیشتری ایجاد می‌کند
  • مدیریت یک کسری کوتاه‌مدت نقدینگی
  • خرید کالایی که قیمت آن احتمالاً افزایش خواهد یافت
  • استفاده از اعتبار کوتاه‌مدت بدون هزینه واقعی

اما باید یک شرط وجود داشته باشد:

قسط نباید بودجه ماه آینده شما را تحت فشار قرار دهد.


چه زمانی پرداخت اقساطی منطقی است؟

یک قانون ساده:

اگر بتوانید کالا را نقداً بخرید اما ترجیح می‌دهید پولتان را برای مدت کوتاهی نگه دارید، BNPL می‌تواند ابزار مدیریت نقدینگی باشد.

اما اگر تنها دلیل خرید این است که:

«پولش را ندارم ولی قسطش را somehow می‌دهم»

باید محتاط باشید.

این دو وضعیت از نظر اقتصادی کاملاً متفاوت‌اند.


مشکل دیگری که کمتر درباره آن حرف زده می‌شود: رقابت بر سر بدهکار کردن مشتری

اسنپ پی مشتری دارد.

دیجی پی مشتری دارد.

ترب پی مشتری دارد.

تارا مشتری دارد.

سرویس‌های دیگر هم وجود دارند.

هر کدام تلاش می‌کنند اعتبار بیشتری ارائه کنند و مشتری را در اکوسیستم خود نگه دارند.

از دید کسب‌وکار، این منطقی است.

اما از دید مصرف‌کننده یک خطر ایجاد می‌شود:

ممکن است رقابت پلتفرم‌ها برای جذب مشتری، به رقابت برای ارائه اعتبار بیشتر تبدیل شود.

اگر کنترل اعتبارسنجی و سقف بدهی به‌اندازه کافی دقیق نباشد، رشد BNPL می‌تواند به رشد بدهی خانوار تبدیل شود.

در کشورهای مختلف نیز همین نگرانی باعث شده BNPL به موضوع مهمی برای قانون‌گذاران تبدیل شود؛ OECD گزارش کرده که نزدیک به یک‌سوم حوزه‌های قضایی بررسی‌شده، BNPL را موضوع نگرانی یا اقدام نظارتی آینده دانسته‌اند. 


جمع‌بندی؛ اسنپ پی و دوستانش چه چیزی را تغییر داده‌اند؟

پرداخت اقساطی اسنپ پی، دیجی پی، ترب پی، تارا، باسلام و سرویس‌های مشابه را نباید صرفاً یک روش جدید پرداخت دانست.

آنها در واقع دارند یک چیز بسیار مهم را تغییر می‌دهند:

رابطه میان «پول داشتن» و «خرید کردن».

در گذشته:

پول داشتی → خرید می‌کردی.

امروز:

اعتبار داشتی → خرید می‌کردی.

و این تغییر بسیار بزرگ است.

BNPL می‌تواند برای مصرف‌کننده‌ای که درآمد پایدار دارد، ابزار بسیار خوبی برای مدیریت نقدینگی باشد.

اما برای کسی که درآمدش کفاف هزینه‌هایش را نمی‌دهد، می‌تواند به‌سرعت تبدیل شود به:

قسط روی قسط، بدهی روی بدهی و خرید امروز با پول فردا.

بنابراین مسئله اصلی این نیست که:

«کدام سرویس اقساطی بهتر است؟»

سؤال مهم‌تر این است:

«آیا من واقعاً توانایی خرید این کالا را دارم، یا فقط توانایی پرداخت اولین قسط آن را دارم؟»

این دو، زمین تا آسمان با یکدیگر فرق دارند.

و شاید همین جمله بهترین تعریف انتقادی از BNPL باشد:

پرداخت اقساطی قدرت خرید شما را زیاد نمی‌کند؛ فقط قدرت خرید آینده‌تان را به امروز منتقل می‌کند.

اگر درآمد آینده‌تان مطمئن باشد، این می‌تواند مدیریت نقدینگی باشد.

اگر نباشد، چیزی جز بدهی با رابط کاربری زیبا نیست.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا